پایگاه جامع آشنائی باقران کریم علوم اسلامی واینترنت
پروژه نماد سازی از حضرت صاحب ویاران ایشان در دنیای مجازی
سایت کتاب هدایت درمرکز دایره و313وبلاگ درپیرامون آن بعنوان نمادی ازآن حضرت و یاران ایشان در حکومت جهانی
پایگاه جامع آشنائی باقران کریم علوم اسلامی واینترنت
پروژه نماد سازی از حضرت صاحب ویاران ایشان در دنیای مجازی
سایت کتاب هدایت درمرکز دایره و313وبلاگ درپیرامون آن بعنوان نمادی ازآن حضرت و یاران ایشان در حکومت جهانی
بنام خدا
در اینکه نظام جمهوری بر نظام سلطنتی ترجیح دارد تقریبا همه موافقند چون مردم در حکومت دارای نقش هستند وجهان امروز هم غالبا حکومتهای سلطنتی را برچیده است اما اگر حکومت جمهوری نیز موروثی شود چه؟ آیا باز این ترجیح وجود دارد؟ بنظر بنده خیر چون در حکومت سلطنتی حداقل مردم میدانند کاره ای نیستند ولذا کاری به حکومت ندارند وپس از فوت شاه فرزندش براریکه مینشیند اما در جمهوری موروثی اولا یک انتخابات نمایشی برگزار میشود وکلی هزینه روی دست مردم میگذارد ثانیا مردم خر خوبی برای ادامه حکومت در خانواده رئیس جمهور خواهند بود پس بهتر است بجای جمهوری موروثی بسلطنت بچسبیم تا اولا کشور از یک هزینه انتخابات نمایشی خلا ص شود وازطرف دیگر پلی برای بقاء یک نظام موروثی نباشد شاید مردم اردن یامراکش ومردم منطقه خلیج فارس بهمین نتیجه رسیده اند که حرکتی در جهت تغییر رژیم نمیکنند
بنام خدا
یکی از علائق شخصی بنده مطالعه قانون اساسی وبررسی آن از همان دوران دانشجوئی بود(پیش ازانقلاب) وبعد از انقلاب نیز چند بار این قانون مورد نقد بنده قرار گرفت که در سالهای 80 تا 85که ساکن گرگان بودم نظرات خودرا تقدیم رهبری نظام می نمودم اخیرا یکی از نمایندگان مجلس پیشنهاد حذف پست ریاست جمهوری را کرده وبجای ان پست نخست وزیری را مطرح نموده است بنده نیز در این مورد در همان سالها این پیشنهادرا نموده بودم ودلیلم برای این کار این بود که شخص رئیس جمهور علاوه بر اینکه ریاست قوه مجریه را دارد وبا سایر قوا برابر است اما به توجه به اصل 113 قانون اساسی که رئیس جمهور مسوولیت اجرای قانون اساسی رانیز برعهده دارد ایشان یک سروگردن برسایر قوا برتری دارند ولذا شخص دوم کشور محسوب میشوند اما چون بجز دوره یکی ار روسای جمهور در تمامی دوره ها این مسوولیت مورد توجه نبوده واساسا نظر مساعدی باین مسوولیت نیست لذا سمت ریاست جمهوری امری زائد است انهم با این هزینه سنگینی که در انتخابات میشود وروسای جمهورگذشته یا از کشور گریخته ویا شهید شده ویامهجور ومورد تهدید سایر قوا قرار میگیرند واساسا رئیس جمهور بدون اصل 113 چیزی بجز رئیس قوه مجریه نیست وبا سایر روسای قوا برابر است بنابراین پیشنهاد حذف پست ریاست جمهوری از قانون اساسی امری شایسته وبایسته است اما اینکه بجای این پست نخست وزیر قرار گیرد اینهم درست است ولی نه به پیشنهاد رهبری نظام بلکه به پیشنهاد مجلس شورای اسلامی باید باشد چرا که جمهوری اسلامی بر پایه جمهوریت واسلامیت قرار دارد درمورد اسلامیت نظام با توجه به انتصاب فقهای شورای نگهبان از سوی رهبری نظام وعدم تصویب هیچ قانونی بدون نظر آن شورا در مجلس دیگر جای نگرانی از تضعیف اسلامیت نظام نیست اماپست ریاست جمهوری از مظاهر جمهوریت نظام وحضور مردم در صحنه سیاست است ولذا شایسته است که این پست با پیشنهاد وتصویب مجلس صورت پذیرد مشابه این امر در برخی کشورهای اروپائی مورد عمل میباشد
بدرود ای آبرو
توبرو تا آبروی ازما بهتران بماند
بنام خدا
باز هم اختلاس چند صد میلیاردی در کشور رویداد برای چندمین بار اولین بار در همین بانک صادرات بود ویک چهره معروف که مدتها ازوی نام برده نمیشد در این مورد هم نامی مطرح نیست چون آبروی مسلمان مختلس چند صد میلیاردی در میان است مهم نیست که این سوء استفاده کلان چه خانواده هائی را بخاک مذلت کشانده مهم سرمایه دارانی هستند که کشور در وثیقه آنانست کاش ابروی مردمان پائین شهر نیز اینگونه حفظ میشد ویا جوانان مظلومی که برای یک لذت ساده بی آبرو نمیشدند تا حداقل برابری در مقابل قانون محفوظ بود.
بنام خدا
سال نو آغازید وبار دیگر باید نوشت مسایل بسیارند داخلی یا خارجی اما برای من که سالهای جوانی را پشت سر گذاشته ام همیشه دو مساله برایم تازگی دارد وریشه همه مشکلات جامعه ما وجهان با این دو امر بستگی دارد آزادی ودین وهر زمان که میخواهم مطلبی راجع به مشکلی بنویسم حل آن مشکل را در سایه این دو امر میدانم. این دو حقیقت بطوری بیکدیگر گره خورده اند که هر یک بدون دیگری مفهوم نخواهد داشت .
آزادی وسیله پذیرش دین است وموجد مسوولیت فردی واجتماعی ودین خود آزاد کننده آدمی از هرقید وبند است آدم آزاد دین را برمیگزیند وانسان دیندار آزاد است
انسان در بند مسوول نیست ودین ندارد وآدم آزاد پذیرنده مسوولیت است خداوند آدمی را آزاد آفریده واو در سرنوشت خود آزاد است وهر انچه در فضای آزادی برگزیند دربرابر آن مسوول است(اصل 56 قانون اساسی)
امروزه اگر شاهد بی توجهی انسانها بدین هستیم تنها عامل مهم فقدان آزادی آنان در تعیین سرنوشت خودشان است حرکتهای موجود در منطقه تماما در جهت کسب آزادیست ودیکتاتورها مانع عمده ای هستند نمیتوان بمردمی دربند تزریق دین نمود چه اولا نمی پذیرند وثانیا دین اجباری موجد مسوولیت نیست
اگر رهبران کشورها بویژه رهبران دینی طالب دین دار شدن مردمند قطعا بدون آزادی مردم باین هدف نخواهند رسید وتازه مسوولیت عواقب امور در هردو جهان برعهده آنانست
خداوند آدمی را آزاد آفریده واین گوهر گرانبهارا رایگان در اختیار او قرار داده پس کسی تحت هیچ عنوان حق ندارد انرا ضایع یا محدود سازد
هرگز از آزادی مردم نباید هراس داشت چه اولا حق انانست وثانیا نتیجه انتخاب مردم مطلوب انانست اگر چه رهبران جامعه را خوش نیاید
پیشنهاد میکنم در این سال نو که بجهاد اقتصادی نامگذاری شده بگذاریم تا مردم خود درمورد شیوه های جهاد اقتصادی نظر بدهند وقطعا تنها درصورتی این امر محقق میشود که آزادی آنان محترم ودر انتخاب نمایندگان خود ویا درنامزد شدن برای نمایندگی در تمامی زمینه ها کاملا آزاد باشند والسلام.
بنام خدا
یادش بخیر انروزها مردم بهم احترام میگذاشتند وبهمدیگر کمک میکردند اخلاق پسندیده در جامعه رونق داشت درستی وراستی میان مردم رواج بود خیلی دورهارا نمیگویم همین دوران جنگ وپس از آن اما همه چیز عوض شد دروغ رواج پیدا کرد وزندگی بی کلک وحقه بازی نمیچرخد چه شده است جامعه مارا؟ ایا این از علائم آخرالزمان است یعنی ایران اسلامی خود جهان را برای ظهور آقا فراهم نموده است؟ عجب افتخاری است که نصیب ما شده است؟ جامعه را بفساد برده تا ایشان حضور پیدا کنند
چه بایدکرد؟
باید گفت ای خوبیها یادتان بخیر
دیگر شما فراموش شده اید
بنام خدا
عجیب است در کشور ما یا بگذشته نگاه میکنند ویا به اینده نظر دارند اما به حال وروز توجهی نمیشود اجازه بدهید مطلب را کمی باز کنم
برخی از مسوولین مردم را با گذشته ها دلخوش نگهمیدارند مثلا ما درگذشته چه بودیم؟ وچه ها کردیم؟ کورش داشتیم تمدن پارسی وهزاران ساله تخت جمشید یا طاق کسری وبوعلی سینا ورازی و... ومردم را با این گفته ها سرگرم میدارند
برخی دیگر از مسوولین همیشه اینده نگرند برنامه چشم انداز مینویسند ودیگر به نتیجه ان نمی نگرند برنامه 5ساله وبودجه سالانه وهرگز عملی نمیشود درمدیریت جهان بسر میبرند وبرای دیگران برنامه میدهند اساسا زندگی را درسایه امام زمان میدانند وهمه امور را برای زمان ایشان میخواهند
ایندو دسته از مسوولین کاری بوضع موجود ندارند اساسا رسیدگی بوضعیت موجود مردم وظیفه ایشان نیست مگر در شرایط اضطرار مثلا تا درجائی زلزله ای میشود چند روزی در انجا اشکار شده وپس از خوابیدن سروصدا میروند پی کار خودشان تاحادثه ای دلخراش روی میدهد تشکیل پرونده شده وتحویل قوه قضائیه میگردد ودیگر هیچ
اخیرا یکی از مسوولین قوا برای ازدواج در سنین پائین ویا ازدیاد فرزند نظریاتی اعلام فرمودند اما هرگز بازدواج جوانان بیکار فعلی واساسا عدم امکان ازدواج در شرایط فعلی جامعه ویا فرزندان بی سرپرست وکارتون خواب ندارند چون اینها مربوط به حال است ودشوار اما برای اینده براحتی برنامه میدهند
چرا طرحهای نیمه تمام فراوان است چون هر مسوولی دوست دارد برای اینده کار کند ودیگر جوابگوی (حال) که اینده مسوول پیشین است نمیباشد
من تصور میکنم تمامی وقت امام زمان در زمان خودشان صرف طرحهای ناتمام مسوولین پیشین خواهد بود ودر فرصت کوتاه عمر ایشان دیگر وقتی برای طرحهای اینده ایشان نخواهد بود
بقول شاعر عارفمان:
ازدی که گذشت هیچ از او یاد مکن فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده وگذشته بنیاد مکن حالی خوش باش عمر برباد مکن
فراموش شده:حال واکنون
بنام خدا
میگویند توسعه برای مملکت لازم است مهم نیست چه عواقبی دارد؟
میگویند باید با جامعه جهانی پیش رفت اما مهم نیست که سر از جهنم در اوریم
میگویند واردات ماشین ازاد شود اگر تولید کنندگان داخلی نمیتوانند رقابت کنند بسلامت
میگویند هر ایرانی باید وسیله شخصی داشته باشد مهم نیست پارکینگ داشته باشد یا نه هوا الوده شود یا نه مردم بیمار شوند یا نه مهم توسعه است وجیبهای پرپول عده ای توسعه گر
میگویم خدا لعنت کند اولین کسیرا که ماشین بکشور وارد نمود خدا لعنت کند کسانی را که برای توسعه زندگی خود جامعه را بالودگی میکشانند خدا بزمین سیاه بزند کسانی را که آرامش وسکوت را از مردم ایران گرفتند مگر جز نفرین کار دیگری میتوان کرد آب از سر گذشته است
البته بنده ۱۱سال پیش پس ازبازنشستگی پیکان کاری را که ۲۵ سال زیر پایم بود سه طلاقه کردم واز انروز تنها وسیله نقلیه ام دوپایم ویا وسایل عمومی است اما دیگران ارامش را از ما دریغ میکنند.
فراموش شده:آرامش وسکوت
بنام خدا
میگویند چرخ زندگی نمیچرخه همیشه هشتمان گرو نه است یکی از راههای کسب درامد بیشتر مدرک تحصیلی است وهمه درصدد تهیه یکی از انهاهستد چه هاوائی باشد یا هوائی چه رومیزی باشد یا زیر میزی مدرک گرائی غوغا میکند ورواج ان به حوزه ها هم کشیده شده است اخر روحانیون هم وارد ادارات شده اند وانها نیز گیر مشکلات مالی اند ولذا همگی ضمن خدمت مشغول گرفتن مدرک برای والمسلمین شدن یا بالاتر ایت الله شدن ودرجه اجتهاد هر که را میبیی چه نظامی یا شخصی یا روحانی همه بدنبال درجه دکترا یا اجتهادند وبعد حقوق بیشتر وواقعا چه زجر زیادی دارد تامین زندگی
اما من میگویم چرا این همه زجر وانهم به قیمت مدارک هاوائی وزیر میزی بیائیم هر که را که استخدام میکنیم باو مدرک دکترا یا اجتهاد بدهیم تا زندگیش تامین شود وجلوی مفاسد را از سر منشا بگیریم سپس هر که خواست با سواد شود یا مجتهد با خیال راحت وبی نیاز به مدرک بدنبال درس ومشق برود ایا بنظر شما منطقی نیست؟
فراموش شده: علم
بنام خدا
میگویند محرم در پیش است دو ماه سیاهپوش وعزاداری
میگویند ماه رمضان است یکماه روزه داری چرت زدن پشت میز اداره تعطیلی بعد از ظهر ادارات
میگویند سالگرد رحلت فلان در پیش است باز یک هفته تعطیلی وبیکاری
میگویند جنازه چند شهید پیدا شده وباز عزاداری از نو
ومیگویند.....
اما من میگویم
بیائیم تمام 364 روز سال را عزاداری کنیم تنها یک روز سال را برای کار اختصاص دهیم واگر در ان روز کسی از کار طفره رود گردنش را با تبر بزنیم
ویا یک روز را برای شادی تعیین کنیم ومردم آزادانه در ان روز هر کاری را که میخواهند بکنندبقول مرحوم عشقی بیائیم364 روز سال رادر اختیار فرصت طلبان قرار دهیم تا خون مردم را در شیشه کنند اما در سال یک روز را به مستضعفین فرصت دهیم تا عقده های خود را آزادانه وبهر صورتی که مایلند خارج کنند
میگویم بیائیم تنها فقط یک روز را بمردم اختصاص دهیم تا خود را بیابند وبدانند که ان روز کاره ای هستند واز زندگی لذت ببرند شاید مانند انچه در اسپانیا یا مکزیک روی میدهد سالی یک روز ازادی برای گاوها ودوستداران گاو ویا پرتاب گوجه فرنگی بیکدیگر
فراموش شده :کارو آزادی
بنام خدا
میگویند سفرهای استانی برای مردم پر برکت بوده است میگویند با سفر مسوولان بلند پایه به استانها کارها سرعت بیشتری میگیرد
میگویند مرد م طالب دیدار مسوولین هستند وبرای این دیدار سرو دست میشکنند واخیرا این سنت به قوه قضائیه نیز سرایت کرده است وحتما در آینده نزدیک رئیس قوه مقننه نیز جلسات مجلس را در استانها تشکیل خواهد داد مبارک است
اما من میگویم این کار را سنت نکنید ممکن است در دنیا رواج پیدا کند ودر جاهای دیگر نیز پیشرفت امور متوقف ومنوط به سفرهای استانی مسوولین ان کشورها شود
میگویم این سفرها ازجیب مسوولین نیست بلکه بحساب خود مردم است نکند باجیب مردم برایشان کار میکنیم
میگویم مگر مردم بیکارند که در هرهفته استانی به تعطیلی کشیده شده ومردم اوقات خود را درورزشگاهها وامکنه عمومی برای شنیدن سخنان تکراری سپری میکنند
میگویم ریشه اینکه کارها پیش نمیرود مگر با حضور مقام بلند پایه چیست؟
جز این اینست که مسوولان محلی از جای دیگری بانجا امده اند هم کار را بلد نیستند وهم جا ومردم انجارا چرا بجای روابط به ضوابط برنمیگردیم تا نیازی به سفرهای مکرر زاید دست نزنیم اگر استانداری از میان مردم همان سامان ومورد علاقه مردم گزینش شود دیگر نیازی به حضور مقام بالاتر نیست او هم منطقه وهم مردم انجا را میشناسد وبانان دلبستگی دارد وبی نیاز به اینگونه بازیها کار خود را میکند
فراموش شده:ضوابطبتام خدا
میگویند پیکر شهیدان گمنام را بر بلندیها دفن کنید تادر یادها بماند میگویند چون انان در گمنامی اند نامشان بر بلندی پر اوازه میشود
میگو یندشهیدان نزد پروردگارشان روزی میخورند وودر مقامی رفیع قرار دارند
میگویند جایگاه شهیدان در گورستان از دیگران مجزاست
اما من میگویم شهید قلب تاریخ است چه نام ونشاندار یا گمنام
شهید رفیع است چه در بلندای این جهان قرار گیرد یا ناشناخته باشد
مگر نمیبینیم که امام صادق برایمان دربقیع غبار الود همان شانی را دارد که امام حسین درکربلای معلا
مگر یاس کبود اهلبیت از خود گوری بجای گذاشته است اما نام اورتر از هر معصومی است
پس بجا ی مقبره ها دلها را آباد کنیم وبجای ارتزاق خودمان رزق شهید رازهر اگین ننمائیم
بجای ابادی گورستانها دلهای زندگان را اباد سازیم زیرا
انان که شهید شدند فائز گردیدند وانانکه مانده اند اگر براه انان نروند درخود غوطه ورند
فراموش شده:زندگان
بنام خدا
میگویند کسی را که بدر خانه شما برای گدائی آمده پاسخ مثبت دهید واورا نرانید میگویند به سائل کمک کنید میگویند دست سائل دست خداست وکمک ادمی در دست خدا قرار میگیرد
اما من میگویم دستی که بسوی شما دراز شد بشکنیدش تا دیگر تکرار نکند کسی را که بردر خانه اتان امده با لگد برانید تا دیگر خود را سر شکسته نکند وهرگز چیزی در دست سائل بامید دست خدا قرار ندهید چرا که خداوند نه گداست ونه گدا پرور
اما به همسر وفرزندان خود بنگرید ببینید چه نیازی دارند دستان سائل انانرا ببوسید وبعد بسراغ پدر ومادر بروید وگره انان را بگشائید
واگر خداوند شما را توانگری داده بسراغ برادران وخواهران خود وفرزندان انان بروید واز انان رفع مشکل کنید
وباز در صورت توانگری بعموها ودایئها وعمه ها وخاله ها سربزنید زیرا چراغی که بخانه رواست بمسجد حرام است وبتعبیر ان حدیث الاقرب فالاقرب اینان نیازمندان واقعی هستند ودر روز رستاخیز بخاطر انان باز خواست خواهید شد حال چنانچه باز هم توانگری دارید به همسایگان نیازمند و..........
اگر چنین شود دیگر نیازی به صندوقهای گدائی در سراسر جهان نخواهد بود ودولت نیزموظف است باقشاری که یاوری نداند یاری برساند
فراموش شده:نزدیکان
بنام خدا
میگویند بگورستان بروید ومرده ها را دعا کنید برای آنان خیرات کنید ومردم گروه گروه شبهای جمعه وروزجمعه برمزار مردگان مینشینند وسوگواری میکنند آیا مراد از گورستان قبرستان مردگان است؟
میگویم زندگانی در میان ما همچون مردگان میزیند ویا بعبارت بهتر در حال مرگ تدریجی اند وما ا ز آنان غافلیم شاید مراد از رفتن به گورستان همان گورستان زنده های در حال مرگند
بیائید بجای رفتن به گورستان خاموش ومرده بگورستان زنده ها سر بزنیم ویخشی از زمان مرگ تدریجی انان را تبدیل به حیات شادی کنیم
انان بزرگان ما هستند که امروز فراموش شده اند ودرگورستانهای داخل شهرها منتظر ملک الموت اند منظورم را فهمیدید؟ آسایشگاههای سالمندان را میگویم
فراموش شده:بزرگان دیروز
توجه:
میگویند:آنچه هست
میگویم:آنچه باید باشد