وبلاگی از جنس دیگر
یادی از فراموش شده ها
شنبه 29 خرداد 1389
سکوت آرامش کجائید؟

بنام خدا

میگویند توسعه برای مملکت لازم است مهم نیست چه عواقبی دارد؟

 میگویند باید با جامعه جهانی پیش رفت اما مهم نیست که سر از جهنم در اوریم

 میگویند واردات ماشین ازاد شود اگر تولید کنندگان داخلی نمیتوانند رقابت کنند بسلامت

 میگویند هر ایرانی باید وسیله شخصی داشته باشد مهم نیست پارکینگ داشته باشد یا نه هوا الوده شود یا نه مردم بیمار شوند یا نه مهم توسعه است وجیبهای پرپول عده ای توسعه گر

میگویم خدا لعنت کند اولین کسیرا که ماشین بکشور وارد نمود خدا لعنت کند کسانی را که برای توسعه زندگی خود جامعه را بالودگی میکشانند خدا بزمین سیاه بزند کسانی را که آرامش وسکوت را از مردم ایران گرفتند مگر جز نفرین کار دیگری میتوان کرد آب از سر گذشته است

البته بنده ۱۱سال پیش پس ازبازنشستگی پیکان کاری را که ۲۵ سال زیر پایم بود سه طلاقه کردم واز انروز تنها وسیله نقلیه ام دوپایم ویا وسایل عمومی است اما دیگران ارامش را از ما دریغ میکنند.

فراموش شده:آرامش وسکوت

سه شنبه 18 خرداد 1389
اگر اورا دیدید سلام مرا باو برسانید

بنام خدا

میگویند چرخ زندگی نمیچرخه  همیشه هشتمان گرو نه است یکی از راههای کسب درامد بیشتر مدرک تحصیلی است وهمه درصدد تهیه یکی از انهاهستد  چه هاوائی باشد یا هوائی چه رومیزی باشد یا زیر میزی مدرک گرائی غوغا میکند ورواج ان به حوزه ها هم کشیده شده است  اخر روحانیون هم وارد ادارات شده اند وانها نیز گیر مشکلات مالی اند ولذا همگی ضمن خدمت مشغول گرفتن مدرک برای والمسلمین شدن یا بالاتر ایت الله شدن ودرجه اجتهاد هر که را میبیی چه نظامی یا شخصی یا روحانی همه بدنبال درجه دکترا یا اجتهادند وبعد حقوق بیشتر وواقعا چه زجر زیادی دارد تامین زندگی

اما من میگویم چرا این همه زجر وانهم به قیمت مدارک هاوائی وزیر میزی بیائیم هر که را که استخدام میکنیم باو مدرک دکترا یا اجتهاد بدهیم تا زندگیش تامین شود وجلوی مفاسد را از سر منشا بگیریم سپس هر که خواست با سواد شود یا مجتهد با خیال راحت وبی نیاز به مدرک  بدنبال درس ومشق برود ایا بنظر شما منطقی نیست؟

فراموش شده: علم

 

جمعه 14 خرداد 1389
سلام آزادی ای کار سلام

بنام خدا
میگویند محرم در پیش است دو ماه سیاهپوش وعزاداری

میگویند ماه رمضان است یکماه روزه داری چرت زدن پشت میز اداره تعطیلی بعد از ظهر ادارات

میگویند سالگرد رحلت فلان در پیش است باز یک هفته تعطیلی وبیکاری

میگویند جنازه چند شهید پیدا شده وباز عزاداری از نو

ومیگویند.....
اما من میگویم

بیائیم تمام 364 روز سال را عزاداری کنیم تنها یک روز سال را برای کار اختصاص دهیم واگر در ان روز کسی از کار طفره رود گردنش را با تبر بزنیم

ویا یک روز را برای شادی تعیین کنیم ومردم آزادانه در ان روز هر کاری را که میخواهند بکنندبقول مرحوم عشقی بیائیم364 روز سال رادر اختیار فرصت طلبان قرار دهیم تا خون مردم را در شیشه کنند اما در سال یک روز را به مستضعفین فرصت دهیم تا عقده های خود را آزادانه وبهر صورتی که مایلند خارج کنند 

میگویم بیائیم تنها فقط یک روز را بمردم اختصاص دهیم تا خود را بیابند وبدانند که ان روز کاره ای هستند واز زندگی لذت ببرند شاید مانند انچه در اسپانیا یا مکزیک روی میدهد سالی یک روز ازادی برای گاوها ودوستداران گاو ویا پرتاب گوجه فرنگی بیکدیگر
فراموش شده :کارو آزادی

جمعه 14 خرداد 1389
ضوابط یادت بخیر

بنام خدا

میگویند سفرهای استانی برای مردم پر برکت بوده است  میگویند با سفر مسوولان بلند پایه به استانها کارها سرعت بیشتری میگیرد

میگویند مرد م طالب دیدار مسوولین هستند وبرای این دیدار سرو دست میشکنند واخیرا این سنت به قوه قضائیه نیز سرایت کرده است وحتما در آینده نزدیک رئیس قوه مقننه نیز جلسات مجلس را در استانها تشکیل خواهد داد مبارک است

اما من میگویم این کار را سنت نکنید ممکن است در دنیا رواج پیدا کند ودر جاهای دیگر نیز پیشرفت امور متوقف ومنوط به سفرهای استانی مسوولین ان کشورها شود

میگویم این سفرها ازجیب مسوولین نیست بلکه بحساب خود مردم است نکند باجیب مردم برایشان کار میکنیم

میگویم مگر مردم بیکارند که در هرهفته استانی به تعطیلی کشیده شده ومردم اوقات خود را درورزشگاهها وامکنه عمومی برای شنیدن سخنان تکراری سپری میکنند

میگویم ریشه اینکه کارها پیش نمیرود مگر با حضور مقام بلند پایه چیست؟

جز این اینست که مسوولان محلی از جای دیگری بانجا امده اند هم کار را بلد نیستند وهم جا ومردم انجارا چرا بجای روابط به ضوابط برنمیگردیم تا نیازی به سفرهای مکرر زاید دست نزنیم اگر استانداری از میان مردم همان سامان ومورد علاقه مردم گزینش شود دیگر نیازی به حضور مقام بالاتر نیست او هم منطقه وهم مردم انجا را میشناسد وبانان دلبستگی دارد وبی نیاز به اینگونه بازیها کار خود را میکند

فراموش شده:ضوابط

جمعه 14 خرداد 1389
آبادی دلها بجای آبادی گورستانها

بتام خدا
میگویند پیکر شهیدان گمنام را بر بلندیها دفن کنید تادر یادها بماند میگویند چون انان در گمنامی اند نامشان بر بلندی پر اوازه میشود

میگو یندشهیدان نزد پروردگارشان روزی میخورند وودر مقامی رفیع قرار دارند

میگویند جایگاه شهیدان در گورستان از دیگران مجزاست

اما من میگویم شهید قلب تاریخ است چه نام ونشاندار یا گمنام

شهید رفیع است چه در بلندای این جهان قرار گیرد یا ناشناخته باشد

مگر نمیبینیم که امام صادق برایمان دربقیع غبار الود همان شانی را دارد که امام حسین درکربلای معلا

مگر یاس کبود اهلبیت از خود گوری بجای گذاشته است اما نام اورتر از هر معصومی است

پس بجا ی مقبره ها دلها را آباد کنیم وبجای ارتزاق خودمان رزق شهید رازهر اگین ننمائیم

بجای ابادی  گورستانها دلهای زندگان را اباد سازیم زیرا

انان که شهید شدند فائز گردیدند وانانکه مانده اند اگر براه انان نروند درخود غوطه ورند

فراموش شده:زندگان

جمعه 14 خرداد 1389
نیازمندان واقعی اینانند

بنام خدا
میگویند کسی را که بدر خانه شما برای گدائی آمده پاسخ مثبت دهید واورا نرانید میگویند به سائل کمک کنید میگویند دست سائل دست خداست وکمک ادمی در دست خدا قرار میگیرد

اما من میگویم دستی که بسوی شما دراز شد بشکنیدش تا دیگر تکرار نکند کسی را که بردر خانه اتان امده با لگد برانید تا دیگر خود را سر شکسته نکند وهرگز چیزی در دست سائل بامید دست خدا قرار ندهید چرا که خداوند نه گداست ونه گدا پرور

اما به همسر وفرزندان خود بنگرید ببینید چه نیازی دارند دستان سائل انانرا ببوسید وبعد بسراغ پدر ومادر بروید وگره انان را بگشائید

واگر خداوند شما را توانگری داده بسراغ برادران وخواهران خود وفرزندان انان بروید واز انان رفع مشکل کنید

وباز در صورت توانگری بعموها ودایئها وعمه ها وخاله ها سربزنید  زیرا چراغی که بخانه رواست بمسجد حرام است وبتعبیر ان حدیث الاقرب  فالاقرب اینان نیازمندان واقعی هستند ودر روز رستاخیز بخاطر انان باز خواست خواهید شد حال چنانچه باز هم توانگری دارید به همسایگان نیازمند و..........

اگر چنین شود دیگر نیازی به صندوقهای گدائی در سراسر جهان نخواهد بود ودولت نیزموظف است باقشاری که یاوری نداند یاری برساند
  فراموش شده:نزدیکان

جمعه 14 خرداد 1389
گورستان زندگان را دریابید

بنام خدا
میگویند بگورستان بروید ومرده ها را دعا کنید برای آنان خیرات کنید ومردم گروه گروه شبهای جمعه وروزجمعه برمزار مردگان مینشینند وسوگواری میکنند آیا مراد از گورستان قبرستان مردگان است؟

میگویم زندگانی در میان ما همچون مردگان میزیند ویا بعبارت بهتر در حال مرگ تدریجی اند وما ا ز آنان غافلیم شاید مراد از رفتن به گورستان همان گورستان زنده های در حال مرگند

بیائید بجای رفتن به گورستان خاموش ومرده بگورستان زنده ها سر بزنیم ویخشی از زمان مرگ تدریجی انان را تبدیل به حیات شادی کنیم

انان بزرگان ما هستند که امروز فراموش شده اند ودرگورستانهای داخل شهرها منتظر ملک الموت اند منظورم را فهمیدید؟ آسایشگاههای سالمندان را میگویم

فراموش شده:بزرگان دیروز

توجه:

میگویند:آنچه هست

میگویم:آنچه باید باشد


صفحه قبل 1 صفحه بعد